سيد محمد باقر برقعى
412
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ميلاد فاطمه زهرا عليها السّلام زمان و جهان را شرف دادهاى * به زنها تو راه و هدف دادهاى شرف ، آبرو گيرد از خوى تو * ندارد پرى ، خوى نيكوى تو شده مكّه از مقدمت پر ز نور * تداعى كند حشمتت كوه طور ز ميلاد تو شاد انس و ملك * بود شادمان چهرهء نه فلك محمّد ز ميلاد تو در سرور * خديجه بود چهرهاش پر ز نور تو گوياترين آيهء عصمتى * تو زيباترين اسوهء عفّتى تويى زيور بانوان جهان * تويى سايهء حقّ به افلاكيان همه مادران را تويى راهبر * به مهر تو مردان شده مفتخر بود روز ميلاد تو ، روز زن * ز مادر بود بر زبانها سخن تويى دخت احمد ، ز نسل خليل * فرستادهء خوب ربّ جليل تويى همسر باوفاى علىّ * ائمّه ز تو چهرشان منجلى كند فخر « قدسى » كه فرزند توست * به دنيا و عقبى در بند توست ميلاد حضرت زينب عليها السّلام تو مهر روشن و اوج خصال آينهاى * عيار پاكى و حسن كمال آينهاى تو صبح صادق فجرى ، شكوه آينهاى * تو حرف روشن و پاك زلال آينهاى در آسمان اصالت به كهكشان مانى * گواه مريم و صبح وصال آينهاى به صبر و حلم محمّد ، شجاعتت چو عليّست * به زهد فاطمه مانى ، مثال آينهاى تويى پيامرسان قيام عاشورا * تو مُهر صلح حَسَن ، هم مقال آينهاى ولادت تو بود رويش صلابت و حجب * تويى طراز نجابت جمال آينهاى تو الگويى به زنان و تو شمس نسوانى * تو زيورى به زمان و مدال آينهاى تو شعر سبز شگونى ، تو بحر خوشيمنى * بهار حُسنى و ، الحقّ كه فال آينهاى پيام مكتب تو درس هر پرستار است * تو شعر سبز بهار ، اعتدال آينهاى